تبليغاتX
ساکن شماره ۸۱ - بنان

ساکن شماره ۸۱

شماره ۸۱ در حقیقت اصلا وجود ندارد.

بنان

نوبتی شدنش انتخاب تو بود. این بار من نبودم که پیشنهاد دادم. اما اتفاقا این دفعه را تو عمل نکردی به قرار. اصلا انگار همیشه اینطور بوده. وقتی قراری را مقرر می کنی بیشتر برای بقیه است و اگر شد و در رودر بایستی٬ خودت هم تازه ممکن است سعی کنی بهش وفادار بمانی. اصلا به عشق این عهد تو که با قهر همراه هم بود٬ بود که این نا کجا را زنده اش کردم. حالا هر روز بهت سر می زنم که ببینمت. اما همان قدیمی ها را می بینم. (تازه می فهمم که چقدر بی ظرفیتم. چقدر زود زبان به گله باز کردم. حداقل می تونستم چند روزی را صبر کنم.)

 این چند روز مردم از بس که فیلم دیدم و رادیو گوش کردم. خیلی کیف دارد. تازه دارم به زیبایی های صدای بنان هم پی می برم.یادم می آید آن وقتهایی را که اتفاقا با صدای بنان و مرضیه و دلکش به موسیقی ایرانی علاقمند شدم. بعدا دیگر خودت می دانی فقط شجریان گوش می کردم و صدیف و قدیمی ترها. الان ولی خیلی از گلهای رنگارنگ و گلهای تازه را شنیدم. صدای بنان خیلی به قول همه مخملیه!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 2:21  توسط صبا  |