آرامش
اینجا دیگر آرام شده٬ نه مثل خودم٬ مثل خودش مثل همان وقتی که نبود. وبلاگ و وبلاگ نویسی از آن سنخ بحث هایی است که تقریبا هر بلاگ نویسی که می نویسد نه تخصصی و هدفدار بلکه بی هدف و به قصد داشتن مخاطب یکی چند باری سر سفره بلاگش بازش می کند.
برای من هم سوال شده که چرا ما ایرانیها بلاگ باز شدیم. هزار و یک دلیل هم برای خودم آوردم. تقریبا از جوابهای بدست آمده ام هم راضی شدم ولی باز دلم رضا نمی دهد که بپذیرمشان. نمی فهمم انگیزه ۶۰۰۰۰ نفر آدم چیست که زارپ زارپ می نشینند پشت رایانه هایشان و با آن اینترنت حلزون و گران می نویسند .
اینجا که هستم خوبی اش اینست که دیگر تعداد آدمهای علافی که در اینترنت پرسه می زنند و دنبال خواننده می گردند برای بلاگشان کم است اگر در همین ساعت نوشته ام را بفرستم. می ماند برای خودم و خودش. اینجا اتاق آخر آخرین ساختمان٬ جایی که هیچ جا نیست دیگر برای من است.
